ابعاد حج در قرآن "بخش سوم"
ابعاد حج در قرآن . نويسنده حجه الاسلام و المسلمين ناصر شکريان. کارشناس ارشد علوم قرآني
4- بعد اجتماعي حج
حج يگانه فريضهاي است كه خداوند براي اداي آن همة آحاد مسلمين را از گوشه و كنار جهان به يك نقطه معين و در «ايام معلومات» فرا خوانده، به طوري كه اگر در غير اين مكان و زمان انجام گيرد، پذيرفته نخواهد شد[136].
اگر چه در گذشته و امروز تلاشهائي شده و ميشود تا حج را فريضه فردي قلمداد كنند اما با توجه به آيات و روايات فهميده ميشود كه حج مركز اجتماع مسلمين است؛ چون كه اگر هدف صرف انجام دادن مناسك و طواف گرد خانه خدا و … بود چرا جايز نباشد در تمام سال انجام گيرد؟ چه لزومي داشت همه مردم مكلف باشند در يك مقطع زماني خاص در يك نقطه جمع شوند و در آن ايام هم در اجتماعات يك روزه و يك شبه و سه روزه گرد هم آيند تا شاهد منافع خود باشند «ليشهدوا منافع لهم»[137]؟ پس منافعي كه مسلمانان بايد شاهد آن باشند منافعي است كه با حيثيت تجمع مردم و حالت اجتماع ارتباط پيدا ميكند و حتي ميشود گفت: كه اگر از اين اجتماع، فايدة عمومي بدست نيايد مقصود حاصل نخواهد شد[138] .
يكي از امتيازات مختص به حج اين است كه خطاب در آن متوجه عموم مردم است.
يا ابراهيم اعلام عمومي در بين مردم براي حج بنما[139] ؛ براي خدا بر مردم است آهنگ خانه او كنند، همانا اولين خانهاي كه براي مردم قرار داده شده سرزمين مكه است[140] ؛ بخاطر بياوريد هنگامي كه خانه كعبه را محل بازگشت مردم قرار داديم [141]؛ خداوند كعبه را كه خانه محترم است وسيلهاي براي أقامه امر مردم قرار داده است[142].
اين گونه آيات و روايات دلالت روشن بر «بعد اجتماعي حج» دارد وگرنه اگر مسأله حج فردي بود، لازم نبود اين همه روي كلمة «الناس» تكيه شود. همچنان که لازم نبود مردم از راه دور و نزديك با هر وسيله ممكن، در زمان و مكان معين گرد هم جمع بشوند تا اين فريضه الهي را با حالت اجتماع انجام بدهند؛ اگر ثمره و بهرة حج فردي بود چرا فرمود: «پس از همانجا كه مردم كوچ ميكنند كوچ كنيد[143]» اين آيه ميرساند كه حج مركز اتحاد مسلمين است و هيچكس حق تكروي و دوري از اجتماع مردم را ندارد؛ چون كه حج علاوه بر اين كه يك فريضة فردي است، همچينن يك فريضة جمعي ميباشد و ثمره و منفعت آن به تمامي مسلمين برميگردد.
با عنايت به عموميت دعوت «اذن في الناس بالحج» و اطلاق «منافع» و تفسير امام رضا(ع) مبني بر اين که منافع حج، افرادي را كه در مراسم حج نبودهاند را در بر ميگيرد، ميشود ادعا كرد كه قدر متقين از منافعي كه بر مراسم باشكوه حج مترتب ميشود همان «منافع عمومي و اجتماعي» حج است.
همچنين قدر متقين از «قياماً للناس» در آيه مباركه «جعل الله الكعبه البيت الحرام قياما للناس»[144] بعد اجتماعي آن است، چونكه با توجه به اطلاق كلمة «قياماً» و مناسبت آن با «للناس» و با عنايت به معني «قيام»[145]چنين استظهار ميگردد كه كعبه و حج، سبب اصلاح امور ديني و دنيوي مردم[146] و باعث رفع نابساماني ها از جوامع مسلمين خواهد گرديد، چرا كه كعبه به عنوان ضامن جامعه بشري مطرح شده است و اين به خاطر حرمت و جلالت و قداستي است كه كعبه در نظر عموم مردم دارد، لذا كعبه موصوف به «بيت الحرام» شده است، از اين رو محور فعاليت همگاني واقع ميگردد.
از سوي ديگر، همانطوري كه هدف از ارسال رسل و انزال كتب، «قيام مردم به قسط»[147] ميباشد، بهترين وسيلة تحقق اين هدف، مراسم باشكوه حج ميباشد و اين يكي ديگر از منفعت اجتماعي حج است.
خلاصه اين كه، قوام جامعه بشري، اقامه عدل و قسط در بين مردم و اصلاح امور ديني و دنيوي، در گرو برگزاري صحيح حج ميباشد و نقطة مقابل آن، از هم پاشيدن جامعههاي بشري و رواج ظلم، و فساد امور ديني و دنيوي در گرو تعطيلي حج ميباشد، از اين رو مولي علي (ع) در اين باره فرمود: «حج خانه خدا را ترك نكنيد كه هلاك و نابود ميشويد»[148] در حقيقت بقاي اصل دين و در نتيجه بقاي متدينين بستگي به بقاي كعبه دارد. «تا كعبه پابرجاست دين و مكتب هم پابرجاست»[149].
الف : منافع و آثار اجتماعي حج
از آنجايي كه حج مركز اجتماع و اتحاد مسلمين است منافع و آثار اجتماعي فراواني را به همراه دارد كه در ذيل به بعضي از آنها اشاره خواهد شد.
- يكي از بارزترين منافع اين اجتماع عظيم، ايجاد تفاهم، تحكيم برادري و رفع اختلافات ديني بين طبقات مسلمين است. اگر از بررسي آيات و روايات[150] بدست ميآيد كه دين اسلام، دين اتحاد و يگانگي است، بهترين و مناسبترين زمان و مكان جهت تحقق اين هدف، موسم حج است. اگر به نماز جماعت سفارش مؤكد شده تا اهالي هر محله به كمك يكديگر، امور زندگي جمعي خويش را اداره نمايند و اگر نماز جمعه مقرر شده تا مردم شهرها گرد هم آيند و در پرتو اجتماع و اتحاد، امور خود را حل كنند، حج هم در هر سال ، در زمان و مكان خاصي واجب شده تا مسلمانان از نقاط مختلف عالم گرد خانة خدا جمع شوند و دست اتحاد و برادري به سوي يكديگر دراز نمايند و در پرتو آن، مشكلات همديگر را حل نمايند.
حضرت امام خميني(ره) در اين باره فرمودند: «از جملة وظايف در اين اجتماع عظيم، دعوت مردم و جوامع اسلامي به وحدت كلمه و رفع اختلافات بين طبقات مسلمين است[151] با اتكال به خداي بزرگ در اين مواقف عظيمه، پيمان اتحاد و اتفاق در مقابل جنود شرك و شيطنت ببنديد و از تفرق و تنازع بپرهيزيد و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم[152].
- پس يكي از آثار و منافع مهم اجتماعي «وحدت كلمه» ميباشد كه زائرين بيت الله بايد از راه دور و نزديك بيايند و تحكيم برادري را در فكر و عمل را ملاحظه و مشاهده نمايند كه همه امت اسلامي يك خدا را ميپرستند؛ امت يك پيامبرند؛ معتقد به يك كتابند؛ به طرف يك قبله ميايستند؛ دوش به دوش هم بر گرد يك محور ميچرخند و همه يك هدف، يك مسير و يك برنامه را دنبال ميكنند. اين چنين وحدت به طور قطع جمعيتها را فشرده و متراكم و قلبها را به هم نزديك ميكند و در نتيجه يك نيروي قوي توليد ميكند كه باعث عظمت و شكوه اسلام و مسلمين و ذلت و خواري كفر خواهد شد، از اين روي نبي مكرم اسلام در خطبه معروف «حجه الوداع» به همين نكته اشاره فرمودند: «اهل ايمان با هم برادرند خونهاي آنها ارزش مساوي دارد. پيمان كوچكترين فردشان در حكم پيمان عموم مسلمين است همه با هم در حکم يكدست و قدرت واحدي در مقابل بيگانهاند»[153].
احساس وحدت و يگانگي در ايام حج در حد اعلايي وجود دارد؛ چرا كه عالم و جاهل، غني و فقير، رئيس و مرئوس، كوچك و بزرگ، سياه و سفيد، همه با هم در يك قطعه لباس سفيد ميخروشند و ميروند و مينشينند و ميخورند و ميخوابند.
خلاصه، اعضايي كه در كنگره حج گرد هم جمع ميشوند، هيچ اختلاف اصولي ندارند و رابطهاي كه بين آنها حكمفرماست، رابطة دين است كه از هر رابطة ديگر، نظير، مليت، نژاد و رنگ، قويتر و محكمتر است.
- يكي ديگر از منافع اجتماعي حج، «مساوات واقعي اجتماعي» است كه همة زائرين از حداقل زندگي بهرهمند بوده و يك نمونه از زندگي اقتصادي بدون فاصله يا لااقل با فاصله كم، در هر سال يك بار در عمل به نمايش گذارده مي شود؛ به طوري كه زندگيها نزديك بهم، لباسها كاملاً يكسان، مكانها و غذاها شبيه هم ميباشد. چنانكه لغو امتيازات نژادي، رنگ، امتيازات شخصي؛ نظير ثروت و مقام، اصل و نسب، زيبايي و زشتي، شاهد گوياي ديگري بر اين مساوات است.
خداوند متعال در لغو امتيازاتي كه قريش[154] براي خود قائل شده بود فرمود: «سپس از همانجا كه مردم كوچ ميكنند كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش نماييد كه خدا آمرزندة مهربان است»[155]. همچنانکه نبي مکرم اسلام در خطبة حجه الوداع فرمود: «اي مردم! پروردگار همة شما يكي است و پدر همة شما يكي است؛ همه از آدميد و آدم از خاك است؛ عرب را بر عجم فضيلتي نيست مگر به ملاك تقوا»[156].
اين سلوك جمعي در حج، عدالت اجتماعي اسلام را در پي دارد كه از مصاديق بارز آن: سير کردن فقرا، دفع حقوق شرعي، پاك كردن اموال و اداي دين است؛ چونكه اولين مرحلة حج، تصفيه حساب مالي با خدا و مردم ميباشد و اين يك نوع توزيع ثروت اجتماعي است كه مبتني بر عدالت ميباشد و از طرف ديگر، اگر تقسيم قرباني صحيح انجام گيرد، ميليونها گرسنه سير ميشود و بدينوسيله بين غني و فقير، ارتباط برقرار ميگردد. چنانكه لباس احرام در يك رنگ، يك نوع تعامل اجتماعي بين فقير و غني، حاكم و محكوم و رئيس و مرئوس ميباشد و به انسانها ميفهماند كه ارزش حقيقي انسان، غير از مال و مقام است.
- يكي ديگر از منافع اجتماعي حج، ايجاد مسؤوليت اجتماعي در فرد است؛ چونكه فرد در طواف دور كعبه، سعي بين صفا و مروه، وقوف در عرفات و مشعر، بيتوته در مني و رمي جمرات احساس ميكند كه جزئي از امت اسلامي است كه عمل، هدف، خدا، قبله و كتاب واحد دارد و در نتيجه به فكر مسؤوليت اجتماعي ميافتد.
- ديگر از منافع اجتماعي، «امنيت اجتماعي» است كه هيچ كس در ايام حج حق تعرض به ديگران حتي حيوانات را ندارد. چرا كه خداوند متعال فرمود: «هركس داخل آن شود در امان است[157]» و «به ياد بياور هنگامي كه خانه كعبه را مرجع و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم»[158].
وجود يك جامعه امن و مطمئن و به دور از هر نوع تجاوزات، از آرزوهاي ديرينه دانشمندان و مصلحان بوده و هست كه سازمانها و جوامع بين المللي در تحقق چنين آرزويي هستند، اما تاكنون ره بجايي نبردهاند، ولي خداوند حكيم براساس حكمت متعاليهاش قرنها قبل، منطقهاي را در يك نقطه از زمين براي چنين هدفي بنيان نهاده است به حدي كه شكار حيوانات و حتي كمك کردن شكارچي به واسطه نشان دادن آن با گوشه چشم هم ممنوع گرديده است. آن هم در منطقهاي كه ناامن بود انسانها ربوده ميشدند و همه جا غارت و كشتار بود[159] و منطقه اي که ظلم و فساد دو بحث و جدال در آن نقطه منع شده است. قرآن در اين زمينه ميفرمايد: كساني كه با احرام حج را بر خود واجب كردهاند بايد از تمتعات جنسي و انجام گناه و بحث و جدال اجتناب نمايند[160].
وجود چنين جامعهاي از اول خلقت مورد عنايت خداوند متعال بوده است كه شرط اساسي بقاي هر جامعه، وجود چنين نعمتي است تا انسانها كلاس آن را در هر سال در اين مكان مقدس طي نمايند و در سراسر جهان گسترش دهند. اين تمرين و نمايش اگرچه در مدت كوتاهي است، اما هر چه هست تمريني براي شركت كنندگان و اتمام حجتي براي جهانيان است. و اگر محل تشكيل كنگره حج در نقطه امني قرار داده شد براي اين است كه سران و نمايندگان مسلمين آزادانه و با كمال اطمينان نسبت به يكديگر و بدون هيچ تشويشي منافع مسلمين را در نظر گرفته و از همديگر جهت رفع مشكلات ياري بجويند.
- يكي ديگر از منافع اجتماعي حج، معارفه بينالمللي مسلمين جهان است كه امام ششم جعفربن محمد (ص) در بيان علل حج فرمود: «خداوند در حج وسيلة اجتماع مردم مشرق و مغرب را فراهم آورده تا همديگر را بشناسند»[161].
در سايه شناخت يكديگر زمينة تبادل آرا و افكار فراهم ميشود و هر گروه از هر دياري كه ميآيد دستاوردهاي علمي و پيشرفتهاي فرهنگي و اقتصادي خويش را به برادران ديني ديگر مناطق و كشورها انتقال ميدهد و با اين عمل، نردبان ترقي و تعالي را براي همديگر فراهم مينمايد و نقطههاي قوت و ضعف خويش را شناسايي ميكنند و در صدد تقويت خويش برميآيند.
- يكي ديگر از منافع و آثار اجتماعي حج، تنظيم برخورد اجتماعي زن و مرد است؛ چرا در ايام حج آموخته ميشود كه در برخوردها مواظب يكديگر باشند و طوري ظاهر نشوند كه هوس انگيز باشد، بلكه بايد به دور از هرگونه آرايش و با لباس معمولي در مقابل هم ظاهر شوند و حتي بايد از لذت جنسي حلال هم صرف نظر كنند تا تمرين و آزمايشي در پهنة زندگي اجتماعي گردد. «فلا رفث و لا فسوق و لا جدال في الحج»[162] كه مراد از «رفث» هرگونه لذت جنسي در ايام احرام ميباشد؛ پس «عفت اجتماعي» در موسم حج تمرين داده ميشود تا در غير موسم حج برخوردهاي زن و مرد بهبود يابد.
- از جمله آثار اجتماعي ديگر، «آموزش و تمرين نظم و انضباط اجتماعي» است؛ ونكه حج از آغاز تا انتها، همه و همه روي نظم و ترتيب خاصي انجام ميگيرد؛ شروع آن در وقت معين و در مكان معين و با لباش و رمز مشخص، و طواف، سعي، وقوف، رمي، هدي و … بايد براساس اندازة معين و نظم خاص انجام پذيرد تا بشر درسي از نظم و انظباط اجتماعي را آموخته و براي هميشه آن را در جامعه رعايت نمايد.
- و بالاخره، اجتماع عظيم حج، ارائة نمونه عملي جامعه اسلامي است كه در ساية ايمان تشكيل گرديده و يك نمونه كوچك از اجتماع روحدار به نمايش گذاشته ميشود كه روابط اجتماعي مردم با يكديگر تحت تأثير ايمان و محبت واقع شده و در آن محيط معنوي خودخواهي و رفتار و گفتار ناپسند بسيار كم ديده ميشود؛ محيطي آرام و باصفا كه رعايت فضائل اخلاقي و حقوق اجتماعي به چشم ميآيد و اين اجتماع در واقع، نمايشي از جامعه اسلامي است كه داراي شكوه، عظمت، امنيت، عدالت، مساوات واقعي و نظم و انظباط اجتماعي ميباشد كه از امتيازات آن اين است كه هر سال اين اجتماع تشكيل و در معرض عمومي گذاشته ميشود.[163]
ب : منافع سلوك جمعي در حج
شكي نيست كه حج از اشكال سلوك جمعي است و اين سلوك جمعي، يك قضيه جهاني است و براي منطقه خاص و گروه مخصوص و جغرافياي ويژهاي نيست همانطوري كه خداوند متعال در خطاب به حضرت ابراهيم فرمود: «مردم را دعوت عمومي به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاي لاغر از راه دور قصد خانه خدا كنند»[164].
اين سلوك جمعي كه از افراد مختلف جهان با تفاوت در رنگ و پوست و زمان و مكان بوجود آمده، منافع زيادي را در بر دارد: اول اين كه زمينه ساز يك دولت واحد جهاني است و خود اين سلوك جمعي دليل بر اين است که اسلام جهاني است مسلمين از قارههاي مختلف جهان با تفاوتهاي بسيار در يك نقطه دور هم جمع ميشوند و يك خدا و يك پيامبر و يك كتاب و يك قبله و يك هدف را دنبال ميكنند و از اين يكرنگي و همفكري فهميده ميشود كه امكان دارد يك دولت واحد جهاني تشكيل داد و در واقع، حج ارائه نمونه عملي اين دولت واحد جهاني است.
از سوي ديگر، شكي نيست كه سلوك جمعي باعث تغيير اجتماعي ملموس ميشود، اما از آنجا كه سلوك جمعي در حج از اعلا درجه تعامل اجتماعي است، پس نتيجه اين سلوك در مرتبه أعلا قرار دارد. چرا كه اولاً: تغيير اجتماع آن مطلوب، ثابت، عميق و ريشهدار خواهدبود.
ثانياً بعد از اداي مناسك حج دو تغيير در انسان حاصل ميشود: يكي تغيير روحي و تطهير نفسي و ديگري تغيير اجتماعي.
ثالثاً از آنجا كه حج نقش خطيري در تغيير حيات روحي و اجتماعي دارد، از اين رو حرمتي از حرمات الله است كه هتك آن روا نيست و هر كس كه برنامههاي الهي را بزرگ بشمارد و احترام آن را حفظ كند براي او نزد پرودرگارش بهتر است[165].
رابعاً: در اين سلوک جمعي، مترقي ترين شعار اجتماعي وجود دارد و آن شعاري است كه اسلام به آن امر كرده و سنت پيامبر است و آن شعار برائت از مشركين است كه بهترين شعار براي احياي عدالت اجتماعي است. چرا كه بزرگترين انحراف در دين اسلام كه باعث انواع شقاوت ميشود شرك به خداست و ترديدي نيست كه وجود شرك در جوامع انساني مانعي بر سر راه «عدالت اجتماعي» است و اعلان برائت از مشركين، سرآغاز تغيير اجتماعي انسان است تا اجتماع موحد در همه سطوح بر اساس احكام اسلام و عدالت اجتماعي، استوار گردد[166].
5- بعد اقتصادي حج
حج با دارا بودن بعد معنوي و عرفاني ، ابعاد ديگر آن خصوصاً بعد اقتصادي و مادي آن مورد ترديد واقع شده است به طوري كه گفتهاند مگر ممكن است چنين عبادت با معنويت، همراه با بعد مادي و اقتصادي باشد، بلكه اين مسائل را منافي با روح حج ميدانستهاند و اين خاصيت يك سونگري به حج است. همچنان كه اين توهم در زمان جاهليت هم وجود داشته و خيال ميكردند معامله و تجارت و كسب و كار در ايام حج حرام و باعث بطلان آن ميگردد[167]. اما خداوند متعال براي مقابله با اين طرز تفكر آيات متعددي را نازل نموده است كه تعدادي از آنها به شرح ذيل است:
گناهي بر شما نيست كه از فضل پروردگار خود ( منافع اقتصادي در ايام حج) برخوردارشويد[168].55
“ ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلاً من ربكم.”
شكي نيست كه مراد از فضل در آيه، فضل و بهرة مادي است چون كه مسائل معنوي جاي هيچگونه ترديدي نبود تا بفرمايد: “ ليس عليكم جناح”… همچنانكه مراد از ابتغاء،ابتغاء بعداز اتمام حج نيست، چون كه معامله و تجارت بعد از اعمال حج جاي بحث و گفتگو نبوده است، بلكه آنجا كه محل كلام بود معامله و تجارت در اثناء عمل بود و آيه مباركه هم در رد اين نوع تفكر با صراحت تمام فرمود: ( هيچگونه مانعي واشكالي وجود ندارد كه مردم از فضل خدا بهرهمند گردند بلكه با توجه به معناي ابتغاء[169] مي توان در راه كسب آن اجتهاد و كوشش هم نمود و حتي با ملاحظه “ من ربكم” ميتوان به آن رنگ عبادت داد تا از مصاديق بارز آية رجال لاتلهيهم تجاره و لابيع عن ذكر الله[170]، به شمار آيد. منتهي بايد مواظب بود كه تجارت در خلال حج ابتغاء من فضل الله باشد.
مؤيد ديگر بر اطلاق ابتغاء فضلا من ربكم بر امور مادي، نظاير اين آيه در قرآن است كه ابتغاء فضل الله بر امور مادي نيز اطلاق شده است از جمله در سورة مبارکه جمعه فرمود:
هنگامي كه نماز پايان گرفت شما آزاديد در زمين پراكنده شويد و از فضل الهي طلب كنيد[171].
“ فاذا قضيت الصلوه فانتشروا في الارض و ابتغوا من فضل الله.”
از سوي ديگر، اين گونه يك سو نگري به حج در زمان ائمه عليهم السلام نيز براي ياران آنها ايجاد سؤال كرد كه آيا تجارت و بهرهمندي مادي در ايام حج ضرري به حج نميرساند. چنانكه شخصي مثل معاويه بن عمار به امام صادق (ع) عرض كرد: مردي براي تجارت به طرف مكه حركت ميكند يا شتري دارد كه كرايه ميدهد آيا حجش ناقص است يا كامل؟ حضرت پاسخ فرمودند: حجش كامل و تمام است[172].
از جمله آيات ديگري كه دلالت بربعد اقتصادي حج دارد، آيه شريفه ذيل ميباشد:
“ و اذن في الناس بالحج… ليشهدوا منافع لهم و يذكروا اسم الله...[173] است. با توجه به تقابل دو جمله “ليشهدوا منافع لهم و يذكروا اسم الله، استظهار ميشود كه حج دو بُعد دارد، بُعد عبادي و غير عبادي و قطعاً يكي از مصاديق بارز منافع، منافع اقتصادي حج است كه احتمالاً به دليل اهميت اين بُعد يا جهت مقابله با تفكر جاهلي، مقدم بر بُعد معنوي حج ذكر شده است.
شاهد قطعي بر اين كه مراد از منافع، اقتصادي هم هست تمسك امام رضا(ع) به اين آيه شريفه است كه در ضمن بيان علل و فلسفه حج فرمود:
منافع و آثار حج تمام اهل زمين از شرق و غرب و خشکي و دريا را فرا ميگيرد چه آنها كه حج را بجا ميآورند و چه آنها كه به حج نميروند. براي همين جهت قرآن فرمود: “ ليشهدوا منافع لهم” [174].
توجيه ديگري كه ميشود براي تقدم بُعد غير عبادي بر عبادي در اين آيه مباركه ذكر كرد، جنبه رواني قضيه است كه براي جذب مردم عادي به سوي خانة خدا، ابتدا روي منافع مادي تكيه نمود. و به تعبير مرحوم علامه طباطبائي از آنجائي كه انسان فطرتاً جبالذات دارد و منافع خودش را دوست دارد از اين رو در همان اول فرمود “ليشهدوا منافع لهم”[175].
از جمله آيات ديگر، آيه2 از سورة مباركه مائده ميباشد كه خداوند متعال ضمن خطاب به مؤمنين فرمود: احترام آنهائي كه بخاطرمعاش ومعادشان قصدخانه خدا را نمودهاند نگه داريد[176]. يعني زائرين خانه خدا انسانهاي محترمي هستند لذا حرمت آنها را نگه داريد.
علاوه براين كه لسان اين آيه لسان مدح است و نيز بُعد اقتصادي آن مقدم بر بُعد عبادي يعني کلمه “رضواناً” ذکر گرديده از تقابل “فضلاً من ربهم و رضواناَ» به خوبي استفاده ميشود كه مراد از «فضلاَ من ربهم منافع اقتصادي ميباشد.
شاهد قرآني ديگر بر بُعد اقتصادي حج، آيه اي از سورة مباركة قصص است كه خداوند متعال ضمن منت گذاشتن بر مشركين، روي دو نعمت تاكيد فرمود: يكي امنيت و ديگري مواهب اقتصادي.
آيا ما حرم امني در اختيار آنها قرار نداديم كه محصولات هر شهر و دياري به سوي آن آورده شودولي اكثر آنها نميدانند[177].
“ او لم نمكن لهم حرماً امنا يجبي اليه ثمرات كل شيء رزقاً من لدنا و لكن اكثرهم لايعملون”. عنايت در كلمات « كل شيء» و «رزقاًمن لدنا» و فعل «يجبي» كه دلالت بر استمرار دارد، اهميت مطلب را دو چندان خواهد كرد. به علاوه، اين دو نعمت متعلق به زماني بود كه آنها مشرك بودند اما زماني که ايمان بياورند خداوند متعال به آنها وعده نزول برکات زمين و آسمان داده است، اگر مردمي كه در شهرها و آباديها زندگي دارند، ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، بركات آسمان و زمين را بر آنها ميگشايم[178].
“ و لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض”
شاهد قرآني ديگر آيه 28 از سوره توبه است.
اي كساني كه ايمان آوردهايد بدانيد كه مشركين آلوده و ناپاكند بنابراين، پس از اين سال نبايد قدم به مسجدالحرام بگذارند و اگر از فقر ميترسيد به زودي خداوند شما را از فضلش هر گاه بخواهد بينياز ميسازد خداوند دانا و حكيم است.
از آنجائي كه اهل مكه در انتظار سود و تجارت بودند ترسيدند كه نكند به خاطر اين منع، تجارت آنها از رونق بيفتد و وضع اقتصادي آنها خراب شود، از اين رو خداوند در مقام دلجويي آنها وعده فرموده به زودي شما را از فضلش بينياز ميسازد.
همچنان كه تاريخ گواهي ميدهد كه بزرگترين بازار از جمله بازار معروف عكاظ در موسم حج بر پا ميشد و احتمالاً سوره قريش[179] را بتوان مؤيد ديگر قرآني بر اين گونه بازار دانست.
از جمله شواهد ديگر آيات مربوط به قرباني است كه دليل قطعي ديگر بر بُعد اقتصادي حج است.
چونكه يكي از اسرار قرباني، سيركردن گرسنگان ميباشد
فكلوا منها واطعموا القانع و المعتر[180]
فكلوا منها و اطعموا الباس الفقير[181]
همچنانكه نبيمكرم اسلام فرمود: خداوند اين قربانيها را براي سير كردن مساكين قرار داده است[182].
علاوه بر آيات، روايات زيادي هم دلالت بر بعد اقتصادي حج دارد بطوري كه در بعضي از احاديث معصومين(ع)، يكي از علل و اسرار حج، بُعد اقتصادي آن بيان شده است.
امام صادق (ع) يكي از آثار حج را منافع اقتصادي ذكر فرموده است[183].
و اميرالمومنين در نهجالبلاغه فرمود فرض عليكم بيته الحرام... يحرزون الارباح في متجر عبادته.
و از طرف ديكر نبيمكرم اسلام حج را عاملي براي ريشه كردن فقر در جوامع اسلامي ذكر فرمودند. الحج ينفي الفقر... [184].
و از سوي ديگر اقتصاد دانان كشور اسلامي ميتوانند از مراسم حج استفاده كنند و با همفكري و همگامي، پايه محكمي را براي اقتصاد سالم اسلامي پيريزي نماييد و با ارائه مظاهر رشد اقتصادي و نمونههاي توليدي در ايام حج سبب رشد سطح توليد از نظر كمي و كيفي و در نتيجه باعث مشاركتهاي اقتصادي و شاهد شكوفائي آن در جوامع اسلامي خواهند شد و يكي از راههاي تحقق اين هدف، برپائي نمايشگاه بينالمللي فراوردههاي اقتصادي مسلمين جهان در كنار حرمين شريفناست كه موجب رشد مبادلات تجاري بين كشورهاي اسلامي هم خواهد شد. همچنانكه نبيمكرم اسلام(ص) وقتي كه به مدينه هجرت نمودند در كنار مسجد بازاري تاسيس و دستور دادند مسلمين از اين بازار خريد و فروش نمايند و سعي کنند كالاهاي مورد نياز را، خودشان توليد و در اين بازار به معرض نمايش بگذارند[185].
اما متاسفانه در اين اماكن مقدسه توليدات بيگانگان و دشمنان اسلام به معرض نمايش گذاشته مي شود و سود و منافع آن به جيب اجانب رفته و بعضاً عليه مسلمين بكار گرفته ميشود.
| بخش اول | بخش دوم | بخش سوم |
136 - بقره - 197
137 - حج- 27 و 28
138 - با استفاده از پيام مقام معظم رهبري در تاريخ 8/3/72
139 - حج - 27 و 28
140 - آل عمران - 96 و 97
141 - بقره _ 125 و 199
142 - مائده-97
143 - بقره 125 و 199
144 - مائده-97
145 - معناي آن قبلا گذشت
146 - بحارالانوار ج86 ص65
147 - حديد-25
148 - بحارالانوار ج96 ص19
149 - وسائل الشيعه ج11 ص21
150 - آيات 103آل عمران و 46 انفال و 10 حجرات و نظير روايات المومن اخ المومن – اصول کافي ج2 ص165
151 - حج در کلام و پيام امام خميني ص34و37
152 - حج در کلام و پيام امام خميني ص34و37
153 - تحف العقول ص30
154 - قريش، معتقد بود كه وقوف به عرفات مال كساني است كه از خارج مكه آمدهاند، اما قريش و طوايف اطراف حرم و وابستگان قريش از اين كار معاف بودند.
155 - بقره-199
156 - تحف العقول ص30
157 - آل عمران- 97
158 - بقره - 125
159 - عنكبوت - 67
160 - بقره – 197
161 - وسائل الشيعه ج11 ص14
162 - بقره_197
163 - با استفاده از کتاب حج در قرآن شهيد بهشتي
164 - حج-27
165 - حج - 30
166 - با استفاده از جزوه دكتر الاعرجي
167 - مجمع البيان ج1 ص295
168 - بقره – 198
169 - ابتغاء فقد خص بالاجتهاد فيالطلب، مفردات راغب
170 - نور- 37، مردان الهي كساني هستند كه نه تجارت آنها را از ياد خدا باز مي دارد نه خريد و فروش
171 - جمعه10 - آلعمران174 - نحل14 - اسراء12
172 - فروع کافي ج4 ص275
173 - حج 27و28
174 - بحارالانوار ج96 ص32
175 - الميزان – ذيل آيه
176 - مائده - 2
177 - قصص – 57
178 - اعراف – 96
179 - لايلاف قريش . ايلافهم رحله الشتاء ...
180 - حج 36
181 - حج 28
182 - بحارالانوار ج 96 ص 296
183 - وسائل الشيعه ج11 ص 13
184 - بحارالانوار ج 74 ص 62
185 - محمد خاتم پيامبران- مقاله حضرتآيت ا... العظمي حسين نوري











