لطيفهها
تارك الصّلوه
« ناصحي » به « تارك الصّلوتي » گفت: كه چنانچه چهل روز متوالي نماز بخواني عادت از براي تو حاصل ميشود كه ديگر ترك نميكني . جواب داد: كه اگر چهل روزه را ترك نميتوان كرد ، من چگونه عادت چهلساله را ترك ميتوانم كرد؟
وقف
گويند روزي شخصي دبّهي روغني در دست داشت و از مقابل مرقد امامزادهاي ميگذشت. همينكه روبهروي در امامزاده رسيد ، دبّهي روغن از دست وي رها گرديده و روي زمين افتاد و روغنهاي آن ريخت. آن شخص رو به مرقد نموده و گفت: اي امامزاده فلان! اين روغن هم وقف قنديلهاي تو!
صلوات
جمعي از يهودان در فرنگ ( = اروپا ) ، مسلماني را ساده يافتند و خواستند او را يهود نمايند. عدّهاي مأمور تربيّت او شدند و بالأخره برنامهي آموزش او تمام و در مجلسي قرار شد از او امتحان به عمل آيد. سؤالات از او شروع شد كه در همين لحظه برق رفت و در اين اثناء ( = ميان ) مسلمان سادهدل با صداي بلند « صلوات » فرستاد!
هيبتالله
شخصي از ديگري پرسيد: نامت چيست؟ گفت: « هيبت الله »! گفت: راست ميگويي يا ميخواهي ما را بترساني؟











