جمعه 12 شهريور 1389 - 22 رمضان 1431 - 3 سپتامبر 2010
 
صفحه اصلي/آرشيو معرفي استان مازندران/شهدای روحانی

روحاني شهيد حاج شيخ عبدالوهاب قاسمي

فرزند  عزيز الله در سال 1312 هجري شمسي در روستاي لفور سوادکوه در يک خانواده روحاني ديده اش به جهان گشوده شد.

پس از طي دوران ابتدايي بر حسب علاقه و ذوق و شوقي که به علوم ديني داشت با مشورت و ترغيب پدرش به حوزه علميه بابل رفت و به مدت سه سال در آنجا مقدمات علوم ديني را آموخت و براي تکميل تحصيلات ديني به تهران مهاجرت کرد. 

او در تهران در مدارس حاج ابوالحسن معمار باشي و خازن الملک در محضر علما و اساتيد بزرگوار و عاليقدر در عصر خودش، بهره مند گرديد.

 ايشان در سال 1344 جهت ادامه تحصيلات عاليه به حوزه علميه مشهد عزيمت کرد تا علاوه بر استفاده از اساتيد آن حوزه، در کنار مرقد مطهر ثامن الحجج حضرت امام رضا  عليه آلاف التحية و الثناء از فضاي معنوي آنجا نيز بهره ببرد.

 در نتيجه به خاطر استعداد و هوش سرشار و کوشش و تلاش پيگير و پر ثمر خود  در شمار شاگردان ممتاز حوزه درس آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني و آيت الله حاج سيد هادي ميلاني قرار گرفت و تا مرز اجتهاد پيش رفت.

شهيد بزرگوار از آغاز  نهضت اسلامي ايران به رهبري امام خميني در خدمت انقلاب اسلامي قرار گرفت و در اين راه همه خطرات و مشکلات طاقت فرساي خط مبارزه با استکبار و عوامل آن رژيم سلطنتي را در نهايت شهامت و شجاعت به جان خريده و با کمال شجاعت در مشهد در خط مقدم جبهه مبارزات سياسي در آن سامان قرار گرفت.

او که در وعظ و خطابه و سخنوري سبکي مخصوص به خود داشت و خطيبي توانا بود بواسطه افشاگري جنايات رژيم ستمشاهي در منابر مختلفي که مي رفت، در ماجراي 15 خرداد در چنگال دژخيمان رژيم گرفتار و زنداني گرديد و با آن که 30 سال از عمرش گذشته بود، رژيم ظالم وقت او را به عنوان سرباز به پادگان برده و در آنجا افسر پزشک ايشان را به خاطر عارضه چشم معاف و نصيحت کرد تا بر جان و سلامتي خود رحم کرده و از خط مبارزه با رژيم کنار برود. اما ايشان در همان دومين روز آزادي، آن همه زجر و شکنجه و تهديد را ناديده گرفت و با عزمي راسختر مبارزه با رژيم منحوس ستمشاهي را ادامه داد.

در سال 1344 بر حسب دعوت جمعي از مومنين خطه مازندران ( ساري) و تاکيد علماي بزرگ وقت رضوان الله عليهم، در شهر ساري رحل اقامت افکند و با صراحتي تمام و شجاعتي وصف ناپذير و کم نظير، خط نهضت و انقلاب اسلامي را در مرکز استان مازندران مصمم تر و پر تلاش تر و خروشان تر از پيش، ادامه مي داد و حتي طبق نقل فرزندشان در زمان طاغوت دوبار به اعدام محکوم شده بود.

تقوا، فضل و پاکدامني، حسن گفتار و رفتارشان در او جاذبه اي پديد آورده بود که مردم را به خود مجذوب مي کرد.

در ميدان مبارزه با رژيم ننگين پهلوي در استان مازندران چهره شاخص و درخشان و موفق بود و مردم حق شناس شهرستان ساري هرگز آن خطابه هاي آتشين و انقلابي و سازنده او را از ياد نخواهند برد  و هنوز آوا و طنين سخنان دلنشين وي در جمعه و جماعت شهر ساري را زير پوشش خود دارد.

آن بزرگوار براي تداوم انقلاب اسلامي ايران ، هيچ وقت احساس خستگي نکرد و در راستاي تداوم فعاليت هايش، نمايندگي مردم حق شناس ساري در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي را پذيرفت.

 او با تمام تلاش و جديتش حکومت اسلامي را در سنگر مجلس ياري مي داد و همه امکاناتش را در اين مورد بکار گرفت و كوشش و آرزو مي كرد تا هر چه زودتر حكومت قرآن در جامعه استقرار يابد.

سرانجام اين روحاني مجاهد نستوه و خستگي ناپذير در روز يكشنبه 7/4/1360 هجري شمسي در دفتر حزب جمهوري اسلامي در کنار شهيد بزرگوار آيت الله بهشتي وهفتاد نفر ديگر که از حواريون اسلام و امام خميني بودند، بوسيله انفجار بمب توسط منافقين به فيض عظماي شهادت نايل گشته و زندگي در عرش و جوار قرب الهي را بر زندگي در فرش و دنيا ترجيح داده و ما موجودات خاکي و امت اسلامي را از برکات وجودي اش محروم گردانيد و در شهرستان قم در جوار حضرت معصومه در قبرستان شيخان به خاک سپرده شد. از اين شهيد بزرگوار سه دختر و پنج پسر باقيمانده است.

تعداد بازديد:520 آخرين تغييرات:86/05/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر